شــعــر شــایــد خوبــــ..

من چهارده روز است که تو را ندیده ام
می بینی , حتی این فاصله ام باتو پاک است
به نیت چهارده معصوم شده است....!




(نوشته خودم)

.
.
.
.


My fourteen days that you 've never seen
You see , even this distance is clean with you
...Fourteen innocent intentions are
 



برچسب ها : روزها ، سعید هلیچی ، چهارده معصوم ، نیت ، فاصله ،
[ 4 / 1 / 1393 ] [ 20:20 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [15 بازدید]

وجودت همچون هوای بهاری آرامش بخش است
حتی در سردترین روزهای زمستان....!


(نوشته خودم)

**********
're Relaxing spring like weather
Even on the coldest days of winter
 
 
 
( Written by myself )


برچسب ها : هوا ، بهار ، ارمش ، سرد ، زمستان ، سعید هلیچی ،
[ 13 / 11 / 1392 ] [ 17:12 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [39 بازدید]

ساده ای...

این روزها کسی دورت نمی گردد
فقط دورت میزند....!



(نوشته خودم)




***************

A simple ...
 
These days one period can not be
Just beats period
 
 
 
 
( Written by myself )

[ 13 / 11 / 1392 ] [ 17:06 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [33 بازدید]

برچسب ها : شال ، سرد ، احساس ، سعید هلیچی ،
[ 23 / 10 / 1392 ] [ 14:09 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [72 بازدید]


شال گردن گرمم را به گردن سرد احساساتت بینداز.

تحمل این همه سردی احساس سخت است.


(نوشته خودم)


.

.

.

.


Cool neck scarf to keep me warm feelings cast .
However bear feel hard.
 
 
( Written by myself )



برچسب ها : شال گردن ، احساس ، سردی ، سعید هلیچی ،
[ 10 / 10 / 1392 ] [ 15:35 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [396 بازدید]


برچسب ها : نگاه ، آمدن ، شب ، خواب ، خیابان ، سعید هلیچی ،
[ 27 / 8 / 1392 ] [ 13:46 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [214 بازدید]
[ 26 / 6 / 1392 ] [ 3:08 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [233 بازدید]

مثل لاله های واژگون حرفهایت
زیباست , ولی...."واژگون"....



(نوشته خودم)

****
Like the inverted tulip words
Nice , but .... " upside down " ....
 
 
 
( Written by myself )



برچسب ها : لاله ، واژگون ، زیبا ، سعید هلیچی ،
[ 24 / 5 / 1392 ] [ 15:01 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [91 بازدید]

لرزش دستانم,
زردی صورتم,
بیقراریم..,
حکایت از اعتیاد من است
آری معتاد شده ام...
به ... "تو"



(نوشته خودم)

***
Shake hands ,
Yellow face ,
Byqrarym ..
The story of my addiction
Yes I am addicted ...
The ..." You"
 
 
 
( Written by myself )



برچسب ها : اعتیاد ، بیقراری ، حکایت ، Yellow ، addiction ،
[ 14 / 4 / 1392 ] [ 13:15 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [285 بازدید]


هوا گرم بود ولی دل سرد شدم
وقتی تو را یا دیگری دیدم....



(نوشته خودم)

***

The weather was warm , but I was disappointed
When I saw you, or else ...
 
 
 
( Written by myself )


برچسب ها : گرم ، دل ، warm ، weather ،
[ 7 / 4 / 1392 ] [ 11:42 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [270 بازدید]


خودم خواسته بودم,باید کنار می کشیدم

نمیخواستم نفر سوم یک رابطه ی دو نفره باشم....



(نوشته خودم)


***



I asked myself , should I pulled aside
Third , I want a relationship for two people
 
 
 
 
( Written by myself )

[ 27 / 3 / 1392 ] [ 22:35 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [274 بازدید]


باز هم در انتظارت

زخمهایم تازه میشود

زیر پایم سبز میشود

انگار سال نو شده است

اما حیف تو نیستی

تو همان بی وفایی

بودی که هستی....



(نوشته خودم)



****



Again, the expectations
Fresh wounds are
Green is under my feet
It is a new year
But pity you're not
As you're disloyal
Who are you
 
 
 
 
( Written by myself )

برچسب ها : سال نو ، زخم ، انتظار ، بی وفا ،
[ 30 / 12 / 1391 ] [ 19:25 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [276 بازدید]


تصویر خنده هایت را در ذهنم قاب میگیرم

لازم میشود , روزگار را چه دیدی

جدایی که خبر نمیکند....




(نوشته خودم)



***



I put the laughter in my picture frame
It is necessary , what did you do today
That 's not the separation ....
 
 
 
 
 
 
( Written by myself )

برچسب ها : تصویر ، خنده هایت ، روزگار ، جدایی ،
[ 17 / 12 / 1391 ] [ 12:17 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [295 بازدید]


تنم را با شوق به سینه ی گرم

قبرستان میدهم , بهتر از آن است که

در آغوش سرد و بی احساس کسی باشم....




(نوشته خودم)


***



My body is a delight to warm the heart
I cemetery , it is better
I felt the cold embrace one ....
 
 
 
 
 
 
( Written by myself )

برچسب ها : آغوش سرد ، قبرستان ، بی احساس ، شوق ،
[ 1 / 12 / 1391 ] [ 18:40 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [333 بازدید]


خدا تو را برایم فرستاد

تو هم با "خدانگهدار"

مرا دست خدا سپردی,

بازیچه ی خوبی

برای تو و خدا بوده ام....




(نوشته خودم)


برچسب ها : خدا ، خدا نگهدار ، تو ،
[ 1 / 12 / 1391 ] [ 18:37 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [291 بازدید]


رفتنت نحس بود نه باران بارید

نه آبی در چشم برای وضو مانده,

از همان خاکی که بر سرم شده بود

تیمم میکنم و نماز میخوانم برای برگشتنت....




(نوشته خودم)


***



Losing you was unlucky not to rain
No water for ablution left eye ,
The dirt that was on my head
I read the prayer team for Brgshtnt ....
 
 
 
 
 
 
( Written by myself )
[ 8 / 11 / 1391 ] [ 23:11 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [189 بازدید]


آسمان مثل من است

دردش را کسی نفهمید

بغض کرد,

اشک ریخت,

ومردم خندیدند....




(نوشته خودم)


***



I like the sky is

Who knew the pain

He choked,

Tears poured

People laughed ....







(Written by myself)

[ 8 / 11 / 1391 ] [ 23:05 ] [ سـعـیـد هـلـیـچـی ] [156 بازدید]
.: Weblog Themes By pichak :.

درباره وبلاگ

آه که بغضهایم چه نفس گیر است....

.
.
.
.
.
.

کپی که آزاد است,ولی منبع را
هم ذکر کنید (مرسی)

"اللهم صلی علی محمد و آل محمد"
آمار سایت
افراد آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 29
هفته گذشته : 143
ماه گذشته : 518
سال گذشته : 3690
کل بازدید : 52140
کل مطالب : 138
نظرات : 427